کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حد-و-حصر | کلماتور
معانی کلمه : حد و حصر
تلفظ بین المللی :
/hˈadd vˈa hˈasr/
تلفظ :
[h'add v'a h'asR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی حد و حصر
بی حدوحصر
حد و حساب
حد و مرزها را پس بزن
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
حد اعلی و منتا درجه رل نمایش
تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
شاخه و حد
فوق العاده بلند و بیش از حد نزدیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حد و حصر. [ ح َدْ دُ ح َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حد و مر. حد و حساب. رجوع به حد بمعنی اندازه شود :
فرمانبرش بدند همه سیدان عصر
افزون بدی جلالت قدرش ز حد و حصر.
منوچهری.
فرهنگ فارسی
حد و حساب
کلمات مرتبط
بی حد و حصر
بی حدوحصر
حد و حساب
حد و مرزها را پس بزن
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
حد اعلی و منتا درجه رل نمایش
تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
شاخه و حد
فوق العاده بلند و بیش از حد نزدیک
نظرات