Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حجم

تلفظ بین المللی : /hˈadʒm/ تلفظ :‌ [h'adZm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • حجم سنج
  • حجم متوازی السطوح
  • حجم معاملات
  • حجم استاندارد
  • حجم جرمی
  • حجم سبز
  • حجم مخصوص
  • حجم مولار
  • حجم نمایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

حجم . [ ح َ ] (ع مص ) بازداشتن . منع کردن از چیزی . بستن دهان شتر تا نگزد. || مکیدن کودک پستان مادر را.مَص ّ. نیشتر زده خون مکیدن به شیشه و شاخ . حجامت کردن . || گوشت باز کردن از استخوان وقت خوردن . || برآمدن پستان دختر. (منتهی الارب ).

حجم . [ ح َ ] (ع اِ) ستبرا. ستبری .ستبرنا. سطبری . سطبرا. گندگی . کلفتی . هنگفتی . ضخامت . ثخن . فداء. جسامت : با قلت اجز...

فرهنگ عمید

۱. (ریاضی ) مقداری از فضا که در تصرف جسم باشد.
۲. (ریاضی ) جسم فضایی.
۳. [مجاز] اندازه، مقدار: حجم کارمان زیاد است.

فرهنگ معین

(حَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - برآمدگی و کُلفتی چیزی . ۲ - مقداری از فضا که جسم آن را اشغال می کند.

دانشنامه آزاد فارسی

حَجْم (volume)حَجْمدر هندسه، فضایی که جسم (شکلی سه بعدی) اشغال می کند. حجم هر منشور، از جمله مکعب و مکعب مستطیل یا استوانه، برابر است با مساحت سطح قاعده ضرب در ارتفاع. حجم هرم و مخروط برابر است با۳/۱ مساحت قاعده ضرب در ارتفاع. حجم کره برابر است با(فرمول ۱)که در آن،r شعاع است.فرمول ۱:حجم جسم های نامنتظم با انتگرال گیریبه دست می آید.wikijoo: حجم...

فرهنگ فارسی

بر آمدگی وکلفتی چیزی، عرض وطول وعمق جسمیحجوم
( اسم ) ۱ - بر آمدگی و ستبری و جسامت چیزی . ۲ - مقداری از فضا که جسم آنرا اشغال میکند گنج : جمع : حجوم احجام .
باز داشتن بستن دهان شتر تا نگزد

دانشنامه عمومی

گنجایش

گُنج، گُنجا، گُنجایش.

حجم یا گنجایش کمیتی از فضای سه بعدی است که با یک مرز مشخص محدود شده است به طور مثال فضای اشغالی یک ماده (جامد، گاز، مایع، پلاسما) یا شکل آن.V = f m {\displaystyle V=fm}V = a b h {\displaystyle V=abh}1/3.Ag.hV = n R T / P {\displaystyle V=nRT/P}حجم یک یکای فرعی اس آی است که واحد آن متر به توان ۳ می باشد. میزان حجم یک ظرف برابر است حجم سیالی که آن را ...

گویش مازنی

اندازه

گنجایش

مترادف و متضاد

ظرفیت

اندازه

گنجایش

جرم، شکل

گنج، گنجایش

۱. جرم، شکل،
۲. گنج، گنجایش
۳. اندازه
۴. ظرفیت

mass (اسم)توده، جمع، انبوه، گروه، جرم، حجم، توده مردم، کپه، قسمت عمده، مراسم عشاء ربانیbulk (اسم)توده، میزان، جسم، تنه، حجم، اکثریت، اندازه، جثه، جسامتcontent (اسم)محتوی، مقدار، گنجایش، حجم، مفاد، خوشنودی، فحواvolume (اسم)توده، ظرفیت، جلد، کتاب، دفتر، سفر، ح...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حجم‏ در دو معنا استعمال شده است.و به مناسبت در بابهای طهارت، صلات و حج به کار رفته است.۱-برآمدگی، ضخامت و ستبری چیزی.۲-مقدار فضایی که جسم اشغال می‏کند.احکام حجمواجب در پوشیدن عورت از ناظر محترم، پوشیدن خود عورت (بشره) است نه حجم آن. ستر عورت از شرایط صحّت نماز است؛ لیکن در اینکه ستر بشره کفایت می‏کند یا علاوه بر آن ستر حجم آن نیز شرط است، اختلاف است. مستحب است ضخامت سنگ ریزه‏ای که برای ...

فرهنگ فارسی ساره

اندازه

گنجایش


کلمات مرتبط

  • حجم سنج
  • حجم متوازی السطوح
  • حجم معاملات
  • حجم استاندارد
  • حجم جرمی
  • حجم سبز
  • حجم مخصوص
  • حجم مولار
  • حجم نمایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات