حجم . [ ح َ ] (ع مص ) بازداشتن . منع کردن از چیزی . بستن دهان شتر تا نگزد. || مکیدن کودک پستان مادر را.مَص ّ. نیشتر زده خون مکیدن به شیشه و شاخ . حجامت کردن . || گوشت باز کردن از استخوان وقت خوردن . || برآمدن پستان دختر. (منتهی الارب ).
گنجایش
گُنج، گُنجا، گُنجایش.
اندازه
گنجایش
ظرفیت
اندازه
گنجایش
جرم، شکل
گنج، گنجایش
۱. جرم، شکل،
۲. گنج، گنجایش
۳. اندازه
۴. ظرفیت
اندازه
گنجایش