Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حبس خانه

تلفظ بین المللی : /hˈabs xˈɑneː/ تلفظ :‌ [h'abs x'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • حبس در خانه
  • حبسخانه
  • حبسمانه
  • حبس
  • حبس ابد
  • حبس بودن
  • حبس تاریک
  • حبس شدن
  • حبس کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

حبسخانه. [ ح َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مَحبس. زندان. سجن. دوستاق :
هم بمولد قرار نتوان کرد
که صدف حبسخانه درر است.
خاقانی.

فرهنگ عمید

محبس، زندان، حبسگاه.

کلمات مرتبط

  • حبس در خانه
  • حبسخانه
  • حبسمانه
  • حبس
  • حبس ابد
  • حبس بودن
  • حبس تاریک
  • حبس شدن
  • حبس کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات