حبال . [ ح ُ ] (ع اِ) پُری . امتلاء. (منتهی الارب ).
حبال . [ ح ِ ] (اِخ ) ابن سلمةبن خویلد، برادرزاده ٔ طلحةبن خویلد است . (منتهی الارب ).
حبال . [ ح َ ] (اِخ ) نام یکی از روستاهای وادی موسی از حبال سراة واقع در نزدیکی کرک شام . (معجم البلدان ).
حَبْل#NAME?