حباحب . [ ح ُ ح ِ ] (ع ص ) ناقه ٔ تیزرو و سبک .
حباحب . [ ح َ ح ِ ] (اِخ ) نام شهریست . (معجم البلدان ).
حباحب . [ ح ُ ح ِ ] (اِخ )نام بخیلی مثلی ، که گویند آتشی ضعیف افروختی یا آتش بخاکستر پوشیدی تا مهمان به خیمه ٔ او راه نبرد. || (ع اِ) آتش ضعیف . رجوع به ابوحباحب شود.