حالت . [ ل َ ] (اِخ ) موضعی است به دیار بلقین بن جَسر نزدیک حرّةالرجلاء بین مدینه و شام . (معجم البلدان ).
ایستار.
نهج
چین، شکن
جنبه، بعد
وجد، خلسه
طبیعت، هیئت
حال، کیفیت، مورد، وضعیت، چگونگی، وضع
۱. حال، کیفیت، مورد، وضعیت، چگونگی، وضع
۲. جنبه، بعد
۳. طبیعت، هیئت
۴. نهج
۵. وجد، خلسه
۶. چین، شکن
سان، کنونه، فتن