حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن اثوب . رجوع به حارث بن ثوب شود.
حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن ابی حیسر. رجوع به حارث بن انس بن رافع شود.
حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن منصور. مکنی به ابی منصور. تابعی و محدث است ....
فرهنگ عمید
زراعت کننده، برزگر، کشاورز.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) برزگر، کشاورز. ج . حراث .
فرهنگ فارسی
ابن کلده بن عمرو بن ابو علاج ثقفی مکنی به ابو وائل از مردم طائف از بطن ثقیف مولای ابو بکره ثقفی طبیب مشهور عرب معاصر رسول ص ( ف. ۱۳ ه. ق . ) وی طب را در ایران در بیمارستان جندیشابور آموخت و گویند دو بار بایران آمد و در این کشور بطبابت پرداخت و بعض بزرگان ایرانی را معالجه کرد و ازین راه مالی گرد آورد گفته اند که رسول ص کسانی را برای معالجه نزد او فرستاد .حرث، شخم زنند، شیارکننده زمین، زراعت کننده( ...
فرهنگ اسم ها
اسم: حارث (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: hāres) (فارسی: حارث) (انگلیسی: hares) معنی: کشاورز، نام چند شخصیت تاریخی، ( عربی )، برزگر، ( اعلام ) ) حارث بن ابی شعر [قرن ششم میلادی] بزرگترین فرمانروای غسانی و اولین پادشاه این سلسله، در زمان یوستی نیانوس اول به حکومت قبایل عرب شام رسید، در سال میلادی با ایران جنگید ولی مغلوب شد، بیشتر دوران سلطنت وی به جنگ با منذر سوم، پادشاه حیره، سپری شد، ) حارث ...