جیرة. [ ج َ ی َ رَ ] (ع اِ) ج ِ جار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). همسایگان . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). رجوع به جار شود.
۱صدای خوک در وقت جفت گیری یا هنگام تیر خوردن ۲فریاد – جیغ ...
سهم
سهم
راتب، رستاد، مستمری، مقرری
آذوقه، توشه، خوراک، سوروسات، سیوروسات، قوت
۱. سهم
۲. آذوقه، توشه، خوراک، سوروسات، سیوروسات، قوت
۳. راتب، رستاد، مستمری، مقرری