معانی کلمه : جیرجیرو
لغت نامه دهخدا
جیرجیرو. ( ص مرکب ) در تداول ، آنکه بسیار با آوازی نازک و زننده سخن گوید و فریاد کند و اعتراض نماید. آنکه چون گنجشک بسیار سر و صدا راه بیندازد. آنکه بسیار جیرجیر کند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(ص . ) آدم پر سر و صدا.
