جید. [ ج َی ْ ی ِ ] (ع ص ) نیکو. ضد رَدی ّ. ج ، جیاد. جج ، جیادات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جید. [ ج َ ی َ ] (ع اِمص ) درازی گردن و نیکویی آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و فعل آن از سَمِعَ است . (منتهی الارب ). درازی و باریکی گردن . (آنندراج ). || (مص ) درازشدن و نیکو شدن و دقیق شدن گردن . (اقرب الموارد)....
گردن، اجیادوجیودجمع، خوب، نیکو، جیادجمع ( اسم ) گردن . جمع : اجیاد جیود. دهی از بخش نمین شهرستان اردبیل کوهستانی معتدل .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۸°۳۰′۳۷″شمالی ۴۸°۲۸′۳۹″شرقی / ۳۸٫۵۱۰۱۸۳۱°شمالی ۴۸٫۴۷۷۵۱۸۲°شرقی / 38.5101831; 48.4775182جید روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان نمین، بخش عنبران، دهستان مین آباد قرار دارد.نام قدیم جید، بزرگمهر می باشد که با گذشت زمان نام آن تغییر کرد. دراین روستا آثار باستانی مربوط دوره هخامنشیان نیز یافت شده است.دراین روستا آثار به جا مانده از چند شاه نیز وجود دارد و نشانه هایی از جنگ و درگیری نیز...
مترادف و متضاد
بیآمیغ، خوب، خوشخیم، نیک، نیکو ≠ بد، نکوهیده
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار) گردن. ریسمانی از لیف خرما به گردن دارد. راجع به این آیه به (ت ب ب) رجوع کنید.