جوانمردی. [ ج َ م َ ] ( حامص مرکب ) صفت جوانمرد. مروت. فتوت. رادی. سخاوت. سخاء. ( دهار ). جود. ( مهذب الاسماء ). مردانگی. مکرمت. کرم. ( منتهی الارب ). سماحت. سماح. ( دهار ). همت : شاهی که نشد معروف الا بجوانمردی الا بنکونامی الا بنکوکاری.منوچهری.حاتم انصاف داد که من او را بهمت وجوانمردی از خود برتر دیدم. ( گلستان ).- جوانمردی کردن ؛ فتوت و مروت کردن. بخشندگی و سخاوت کردن : و جوانمردی کند نه چندانک...
فرهنگ عمید
سخاوت، فتوت.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) بخشندگی ، سخاوت .
فرهنگ فارسی
۱- سخاوت بخشندگی . ۲- همت فتوت .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۱°۳۰′۳۷″ شمالی ۵۱°۰۶′۳۹″ شرقی / ۳۱.۵۱۰۲۸° شمالی ۵۱.۱۱۰۸۳° شرقی / 31.51028; 51.11083جوانمردی، روستایی از توابع بخش خانمیرزا شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.wiki: دهستان جوانمردی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۱۷۹ نفر (۵۲۰خانوار) بوده است.wiki: جوانمردی (روستا)...
نقل قول
جوانمردی ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد: •