Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جهودی

تلفظ بین المللی : /dʒohˈuːdi/ تلفظ :‌ [dZoh'u:di]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اندرسون جودیت
  • فسح جهودان
  • جهادیه
  • جودی
  • جودی بلوم
  • جودی عبدالجواد
  • جودیت بک
  • دنچ جودی
  • دیویس جودی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جهودی. [ ج ُ ] ( اِ ) یک شخص از قوم جهود ( یهود ). ( غیاث اللغات ). یکی جهود :
زبونی کآن ز حد بیرون توان کرد
جهودی شد جهودی چون توان کرد؟
نظامی.
|| ( ص نسبی ) شراب جهودی ؛ شراب مشت افشار. ( برهان قاطع در ماده مشت افشار ).

فرهنگ فارسی

جهود بودن یهودیت .

مترادف و متضاد

جود، کلیمی، موسوی، یهودی


کلمات مرتبط

  • اندرسون جودیت
  • فسح جهودان
  • جهادیه
  • جودی
  • جودی بلوم
  • جودی عبدالجواد
  • جودیت بک
  • دنچ جودی
  • دیویس جودی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات