کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جهت-کردن | کلماتور
معنی کلمه : جهت کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈahat kˈardan/
تلفظ :
[dZ'ahat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جهت یابی کردن
چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
خیز اوردن جهت بلند کردن
باری به هر جهت کردن
باری بهر جهت کردن
سر جفت کردن
قدم جفت کردن
با جست و خیز حرکت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
compass
(فعل)
درک کردن، محدود کردن، دور زدن، محصور کردن، تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، مدار چیزی را کامل نمودن، جهت کردن، با قطب نما تعیین کردن
کلمات مرتبط
جهت یابی کردن
چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ
ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
خیز اوردن جهت بلند کردن
باری به هر جهت کردن
باری بهر جهت کردن
سر جفت کردن
قدم جفت کردن
با جست و خیز حرکت کردن
نظرات