جهانشاه قاجار. [ ج َ هَِ ] ( اِخ ) پسر فتحعلیشاه. از شاعران است. وی در اشعار خود به جهان تخلص میکرد. او راست : نوید وصل بمن میدهی ولی ترسم کشد بوعده وصل تو انتظار مرا.گذر بکوی تو جایی نمیتوان کردن ز بس بکوی تو دل بر سر دل افتاده ست.ای صبا کن گذری در شکن طره یاربمن آور خبر از حال گرفتاری دل.من همان روز که از مادر گیتی زادم سرخط بندگی خویش بطفلی دادم حرف شیرین نشنیدم ز لبانت امابه جفایت که وفادارتر ...