کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جنگجویی | کلماتور
معانی کلمه : جنگجویی
تلفظ بین المللی :
/dʒanɡdʒˈuiː/
تلفظ :
[dZangdZ'ui:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوی جنگجویی
جنگجوی اسکاندیناوی
جنگجوی غیر نظامی
جنگجویان غیر نظامی
روحیه جنگجویان
جنگجوی صلیبی
جنگجوی پرتغالی
جنگجوی صلح طلب
اسپارتان جنگجوی تمام عیار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جنگجویی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) ستیزه جویی. مخاصمت و منازعت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. جنگاوری، دلیری.
۲. [مجاز] مبارزه.
فرهنگ فارسی
جنگاوری دلیری شجاعت .
مترادف و متضاد
جنگاوری، چالشگری، رزمجویی، سلحشوری، شجاعت، میدانداری
کلمات مرتبط
خوی جنگجویی
جنگجوی اسکاندیناوی
جنگجوی غیر نظامی
جنگجویان غیر نظامی
روحیه جنگجویان
جنگجوی صلیبی
جنگجوی پرتغالی
جنگجوی صلح طلب
اسپارتان جنگجوی تمام عیار
نظرات