کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جنجر | کلماتور
معانی کلمه : جنجر
تلفظ بین المللی :
/dʒˈandʒar/
تلفظ :
[dZ'andZaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جنجرانی
جنجری
جنجران والی
طالب جاجرمی
علی جرجرائی
بدر جاجرمی بدرالدین
کاتب جرجرائی
نادم جاجرمی
پل جاجرود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جنجر. [ ج ُ ج َ ] ( اِ ) دوایی است که آنرا سرخ مرد گویند و آن گیاهی است سرخ بسیاهی مایل و بعربی عصی الراعی خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). آذان الغزال. ( فهرست مخزن الادویة ) ( تحفه حکیم مؤمن ).
فرهنگ عمید
دستگاه خرمن کوبی، خرمن کوب.
فرهنگ فارسی
دوایی است که آنرا سرخ مرد میگویند و آن گیاهی است سرخ بسیاهی مایل و بعربی عصی الراعی خوانند .
گویش مازنی
الیکایی – نام پرنده ای است
الیکایی – پرنده ای خیلی کوچک با رنگ خاکستری سیر
/jenjer/ الیکایی – پرنده ای خیلی کوچک با رنگ خاکستری سیر & الیکایی – نام پرنده ای است
مترادف و متضاد
dirk
(اسم)
خنجر، دشنه، جنجر
کلمات مرتبط
جنجرانی
جنجری
جنجران والی
طالب جاجرمی
علی جرجرائی
بدر جاجرمی بدرالدین
کاتب جرجرائی
نادم جاجرمی
پل جاجرود
نظرات