معانی کلمه : جنت
لغت نامه دهخدا
جنت . [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دیههای کاشان . (مرآت البلدان 4:269).
فرهنگ عمید
بهشت، فردوس.
فرهنگ معین
(جَ نَّ ) [ ع . جنة ] (اِ. ) ۱ - بهشت ، فردوس . ۲ - بوستان ، باغ .
فرهنگ فارسی
بهشت
بهشت، فردوس، جنان وجنات جمع، ازبهشتهای هشتگانه
( اسم ) ۱- بهشت فردوس . ۲- بوستان باغ . جمع : جنات جنان .
ده کوچکی است از دهستان حومه بخش زرند شهرستان کرمان واقع در ۲ هزار گزی باختر زرند و یکهزار گزی شمال راه مالرو زرند رفسنجان این ده است دارای ۴۹ تن سکنه است .
بهشت، فردوس، جنان وجنات جمع، ازبهشتهای هشتگانه
( اسم ) ۱- بهشت فردوس . ۲- بوستان باغ . جمع : جنات جنان .
ده کوچکی است از دهستان حومه بخش زرند شهرستان کرمان واقع در ۲ هزار گزی باختر زرند و یکهزار گزی شمال راه مالرو زرند رفسنجان این ده است دارای ۴۹ تن سکنه است .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: jannat) (عربی) بهشت ، فردوس.
اسم: جنت (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: jannat) (فارسی: جَنت) (انگلیسی: jannat)
معنی: فردوس، بهشت، باغ
معنی: فردوس، بهشت، باغ
فرهنگ فارسی ساره
فردوس
