جنبنده. [ جُم ْ ب َ دَ / دِ ]( نف ) دابة. ( ترجمان القرآن ). حرکت کننده : وز آن پس چو جنبنده آمد پدید همه رستنی زیر خویش آورید.
فردوسی.
فرهنگ عمید
موجود زنده.
فرهنگ معین
(جُ بَ دِ ) (ص فا. ) متحرک .
فرهنگ فارسی
۱-( اسم ) متحرک . ۲- ( اسم ) شپش : ( پوستینی داشتیم جنبند. بسیار در آن افتاده بود. ) ( عطار تذکره الاولیائ ج ۱ ص ۸۴ )
دانشنامه عمومی
جاندار
جُنبَنده (motile) در زیست شناسی صفتی است برای توصیف زیست مندانی که قادرند به خودی خود و به طور فعال در محیط حرکت کنند. جنبندگان برای این حرکت انرژی مصرف می کنند. بیشتر جانداران جنبنده هستند. به جانداران جنبنده آبزی معمولاً، شناگر گفته می شود.Canzler, W. et al.: Trancing Mobilities. Towards a Cosmopolitan Perspective. Hampshire: Ashgate, 2008, S. 3.جاندارانی مانند مرجان ها، کشتی چسب ها...
مترادف و متضاد
جاندار
متحرک ≠ جماد
جاندار، دابه
۱. متحرک ۲. جاندار، دابه ≠ جماد
motive (صفت)محرک، جنبنده، داعیwobbly (صفت)لق، جنبنده، لرزانmotile (صفت)جنبنده، قادر بجنبش، قادر به حرکتvacillant (صفت)جنبنده، اونگیvibratile (صفت)جنبنده، لرزنده، مرتعش، قابل لرزش و ارتعاش، قابل اهتزاز...