کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جمع-اوری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : جمع اوری کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈamʔ ˈuːri kˈardan/
تلفظ :
[dZ'am? 'u:Ri k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوباره جمع اوری کردن
برای جمعاوری اراء فعالیت کردن
جمع آوری
جمع اوری
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
جمع اوری تمبر
جمع اوری سرمایه
جمع اوری از خیابان
جمع اوری با ظروف ثابت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
levy (فعل)مالیات بستن بر، جمع اوری کردنcollect (فعل)متراکم کردن، جمع کردن، گرد اوردن، فراهم اوردن، وصول کردن، فراهم کردن، جمع اوری کردن، مدون کردنmass (فعل)جمع اوری کردنmuster (فعل)جمع شدن، فرا خواندن، جمع اوری کردنreap (فعل)بدست اوردن، جمع اوری کردن، درو کردنrake (فعل)جمع اوری کردن، با چنگک جمع کردن، با سرعت جلو رفتنcull (فعل)جمع اوری کردن، گلچین کردن...
کلمات مرتبط
دوباره جمع اوری کردن
برای جمعاوری اراء فعالیت کردن
جمع آوری
جمع اوری
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
جمع اوری تمبر
جمع اوری سرمایه
جمع اوری از خیابان
جمع اوری با ظروف ثابت
نظرات