جلدة. [ ج َ ل َ دَ ] (ع ص ) زمین سخت و هموار. || گوسفند که بچه اش وقت زادن بمیرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جلدة. [ ج َ ل َ دَ ] (ع مص ) چابک و چالاک گردیدن . (منتهی الارب ). رجوع به جِلَد و جلادة و جلودة شود. || (اِمص ) چابکی مردم و غیر وی . (منتهی الارب ).