Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جل

تلفظ بین المللی : /dʒˈal/ تلفظ :‌ [dZ'al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • جَل
  • جُل
  • جل و پلاس
  • جل الخالق
  • جل جلاله
  • جل ذکره
  • جل وزغ
  • جل بخردن
  • جل بزئن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جل . [ ج ُ ] (اِ) کهنه . جنده . ژنده . رکو. (یادداشت بخط مؤلف ). پلاس .

جل . [ ج َل ل ] (ع مص ) پوشانیدن اسب را. (منتهی الارب ) جُل پوشانیدن . (از اقرب الموارد). || گرد آوردن پشکل بدست . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || گناه کردن . (آنندراج ). || بیرون رفتن از وطن بسوی شهری و دیاری دیگر.(از اقرب الموارد). از خانمان رفتن . (منتهی الارب ). || گرفتن میان...

فرهنگ عمید

چکاوک#NAME?

۱. پوشاک چهارپایان؛ پالان.
۲. پارچه، گستردنی، پوشاک، و امثال آن‌ها که فرسوده باشد.
۳. پوشش.

=چکاوک
۱. پوشاک چهارپایان، پالان.
۲. پارچه، گستردنی، پوشاک، و امثال آن ها که فرسوده باشد.
۳. پوشش.

فرهنگ معین

(جَ) (اِ.) نک چکاوک .

(جُ لّ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پارچه از هر جنس . 2 - پوششی برای چارپایان ، پالان .

(جَ لَّ) [ ع . ] (فع .) بزرگ است ، کبیر است . ؛~الخالق بزرگ است آفریننده . ؛~جلاله بزرگ است شکوه او (خدای ).

(جَ لَّ ) [ ع . ] (فع . ) بزرگ است ، کبیر است . ،~الخالق بزرگ است آفریننده . ،~جلاله بزرگ است شکوه او (خدای ). (جُ لّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پارچه از هر جنس . ۲ - پوششی بر...

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:زین پوش
wikijoo: جل

فرهنگ فارسی

همه
قبره، جلک، پالان، پوشاک، چهارپایان، جلال، اجلال جمع
( اسم ) غار گیلاس
کهنه جنده ژنده رکو

دانشنامه عمومی

پتو

جل (ماکو). جل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی ایران است.این روستا در دهستان چایپاسارحنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۷خانوار) بوده است.wiki: جل (ماکو)...

گویش مازنی

برکه ی عمیق – گود – عمق

۱دور – دوره – نوبت ۲نام درختی است

۱پالان ۲پارچه ی کهنه – پارچه ی ارزان قیمت

/jel/ پالان - پارچه ی کهنه – پارچه ی ارزان قیمت & دور – دوره – نوبت - نام درختی است & برکه ی عمیق – گود – عمق

مترادف و متضاد

پلاس، پوشش، گلیم، نمد

۱. پلاس، پوشش، گلیم، نمد
۲. همه

blanket (اسم)
پتو، روکش، جل

واژه نامه بختیاریکا

( جُل ) پالان
( جُل ) دو بُن دو جُلی
( جُل ) دو جُلی
( جُل ) روپوش یا شبپوش حیوانات
( جُل ) ز جا هرگل جُل وریاندِن
( جُل ) کنایه از وسایل خانه

کلمات مرتبط

  • جَل
  • جُل
  • جل و پلاس
  • جل الخالق
  • جل جلاله
  • جل ذکره
  • جل وزغ
  • جل بخردن
  • جل بزئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات