کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جعد-سا | کلماتور
معانی کلمه : جعد سا
تلفظ بین المللی :
/dʒˈaʔd sˈɑ/
تلفظ :
[dZ'a?d s'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سالم بن ابی الجعد رافع غطفانی اشجعی
ایا تعداد زیادی سایه در یک فرد و جود دارد
جعل سامانه نام دامنه
سالم ماندن جسد
شعله لرزان سال های تک نوازی جلد 1
جعدسا
جلدساز
جعدان
جلدسازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جعدسا. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) چیزی که بدان جعد بشویند مثل گل سرشوی. ( آنندراج ) :
ز گل در خون سرشته جعدسایش
دل مژگان گزیده سنگ پایش.
زلالی.
فرهنگ فارسی
چیزی که بدان جعد بشویند مثل گاو سرشوی .
کلمات مرتبط
سالم بن ابی الجعد رافع غطفانی اشجعی
ایا تعداد زیادی سایه در یک فرد و جود دارد
جعل سامانه نام دامنه
سالم ماندن جسد
شعله لرزان سال های تک نوازی جلد 1
جعدسا
جلدساز
جعدان
جلدسازی
نظرات