کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جستار کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒastˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[dZast'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با جست و خیز حرکت کردن
با دقت جستجو کردن
از خوشی جست وخیز کردن
از روی شادی جست و خیز کردن
تفریح و جست و خیز کردن
تفتیش و جستجو کردن
جسارت کردن
جست و خیز کردن
جست وخیز کوچک کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
investigate
(فعل)
تحقیق کردن، باز جویی کردن، رسیدگی کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، تفتیش کردن، جستار کردن، وارسی کردن، استفسار کردن، اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
کلمات مرتبط
با جست و خیز حرکت کردن
با دقت جستجو کردن
از خوشی جست وخیز کردن
از روی شادی جست و خیز کردن
تفریح و جست و خیز کردن
تفتیش و جستجو کردن
جسارت کردن
جست و خیز کردن
جست وخیز کوچک کردن
نظرات