جزاء. [ج ِ ] (ع مص ) پاداش دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). || غالب آمدن کسی را در جزا دادن . (منتهی الارب ). غلبه کردن کسی را در پاداش دادن . (از تاج المصادر بیهقی ). || (اِ) ج ِ جزیة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ جزیه ، بمعنی خراج زمین و آنچه از ذمی میگیرند. (از آنندراج ).- جزاء رؤس اهل ذمه ؛ خراج سرانه که از کافران ذمی گرفته میشود. (یادداشت مؤلف )....
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی جَزَاءُ: پاداشمعنی نُجَازِی: مجازات نمی کنیم(کلمه جزاء به معنای بی نیازی و کفایت است واصطلاحاً به عنوان پاداش متناسب باعمل)معنی جَازٍ: بی نیاز کننده - کفایت کننده (کلمه جزاء به معنای بی نیازی و کفایت است )معنی جَزَیْتُهُمُ: به آنان جزاء دادم ( در سوره مبارکه مؤمنون آیه شریفه111 :حتماً می دهم)معنی وِفَاقاً: موافق (در عبارت "جَزَاءً وِفَاقاً" کلمه وفاقا مصدری است که به معنای اسم ف...