کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جریحه-دار-شدن | کلماتور
معانی کلمه : جریحه دار شدن
تلفظ بین المللی :
/dʒˌarihˈeːdɑr ʃˈodan/
تلفظ :
[dZ,aRih'e:dAR S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عشق جریحه دارشده تیلی
جریحه دار
جریحه دار کردن
جریحه دار گردیدن
جریمه دار
جایزه دار
مسابقه مشت زنی جایزه دار
عبدالکریم جربزه دار
جریحهدار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جریحه دار شدن. [ ج َ ح َ / ح ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، زخمی شدن. مجروح شدن ، چنانکه گویند: دل از شنیدن فلان حادثه جریحه دار میشود. رجوع به جریحه شود.
فرهنگ فارسی
در تداول عامه زخمی شدن مجروح شدن . چنانکه گویند : دل از شنیدن فلان حادثه جریحه دار میشود .
کلمات مرتبط
عشق جریحه دارشده تیلی
جریحه دار
جریحه دار کردن
جریحه دار گردیدن
جریمه دار
جایزه دار
مسابقه مشت زنی جایزه دار
عبدالکریم جربزه دار
جریحهدار
نظرات