جریان . [ ج ِرْ ] (ع اِ) می .(ناظم الاطباء). || رنگ سرخ . (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی ص 102). و رجوع به جریال شود.
۱. روان شدن آب یا هرچیز مانند آن.
۲. (اسم) [مجاز] رویداد؛ حادثه؛ ماجرا.
۳. (اسم) [مجاز] فرایند.
۴. (اسم) [مجاز] موضوع.
۵. (اقتصاد) گردش و دستبهدست شدن پول.
〈 جریان صفرا: عبور صفرا از یاختههای کبدی به کیسۀ صفرا و مجاری صفراوی و ریختن آن در روده و جذب مجدد قسمتی از آن در خون و بازگشت آن به کبد.
روند
سیر، کوران
تداول، رواج
قضیه، ماجرا
حیصوبیص، خلال
روانی، ریزش، سیلان
۱. روانی، ریزش، سیلان
۲. تداول، رواج
۳. روند
۴. حیصوبیص، خلال
۵. قضیه، ماجرا
۶. سیر، کوران
۷. گردش
روایی، روند، گذران، گردش