جره . [ ج ُ رَ ] (اِمص ) دلیری . (یادداشت مؤلف ).
جره . [ ج َ رَه ْ ] (ع اِ)ج ِ جرهة. (از منتهی الارب ). رجوع به این کلمه شود.
دام؛ تله.
کوزۀ سفالی بزرگ و دستهدار؛ سبو.
۱. جانور نر، بهویژه پرنده.
۲. جَلد؛ چابک.
از سازهای موسیقی شبیه تار: ◻︎ مغنی، برآن جُرۀ جاننواز / بر آهنگ ما نالهٴ نو بساز (نظامی۶: ۱۱۵۷).
(جُ رِ) (ص مر.) نوجوان .
(جُ رِّ) (اِ.) 1 - جنس نر جانوران از هر نوع . 2 - باز نر.
(جَ رِّ) [ ع . ] (اِ.) 1 - دام برای شکار آهو و غیره . 2 - خرمهره . 3 - سبو.
۱فریاد کشیدن ۲زوزه – صدای گرگ و خوک ۳صدای فریاد انسان ۴شیون ...
۱هیزم نازک – سرشاخه ی بریده شده ۲آشغال ۳نهر کنار پرچین ۴هله ...