Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جرس زدن

تلفظ بین المللی : /dʒˈaras zˈadan/ تلفظ :‌ [dZ'aRas z'adan]
لغت نامه دهخدا
  • جرس زدن یا جنباندن
  • جار زدن و جنس فروختن
  • جر زدن
  • جرس
  • جرس آسا
  • جرس اسا
  • جرس بستن
  • جرس جنبان
  • جرس جنبانی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جرس زدن. [ ج َ رَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به آواز درآوردن آن را. ( آنندراج ) ( بهارعجم ) ( ارمغان آصفی ). جرس جنباندن. جرس کوبیدن :
بصد رنج دل یک نفس میزنم
بدان تا نخسبم جرس میزنم.
نظامی ( از بهارعجم ).
در ره عشقت نفسی میزنم
بر سر کویت جرسی میزنم.
نظامی.
رجوع بجرس جنبانیدن شود.

کلمات مرتبط

  • جرس زدن یا جنباندن
  • جار زدن و جنس فروختن
  • جر زدن
  • جرس
  • جرس آسا
  • جرس اسا
  • جرس بستن
  • جرس جنبان
  • جرس جنبانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات