معنی کلمه : جرزدان
لغت نامه دهخدا
جرزدان. [ ج َ رَ ] ( اِ مرکب ) نوعی لباس است :
خرقه پوش ارچه شد از مفرش مرکب عاری
خوب و مرغوب جرزدان و عصایی دارد.شد دلق و جرزدانش روزی و قبا چمته
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد.هرگاه که با پیرنمد نیست جرزدان
حقاکه عصا را نبود رسم و قیامی.
خرقه پوش ارچه شد از مفرش مرکب عاری
خوب و مرغوب جرزدان و عصایی دارد.شد دلق و جرزدانش روزی و قبا چمته
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد.هرگاه که با پیرنمد نیست جرزدان
حقاکه عصا را نبود رسم و قیامی.
