Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جرت

تلفظ بین المللی : /dʒˈeret/ تلفظ :‌ [dZ'eRet]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • جُرَت
  • جرت کیت
  • جرت و قوز
  • جرت بخاردن
  • جرت بردن
  • جرت بورد
  • جرت بکشیین
  • جرت جرته هاکردن
  • جرت هادان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جرت . [ ج ُ ] (اِخ ) دهی است بصنعا. (منتهی الارب ). قریه ای است از قرای صنعا به یمن . (از معجم البلدان ). این کلمه را بفتح و کسر جیم و همچنین جرث بثاء نیز ضبط کرده اند. (از معجم البلدان ).

جرت. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است بصنعا. ( منتهی الارب ). قریه ای است از قرای صنعا به یمن. ( از معجم البلدان ). این کلمه را بفتح و کسر جیم و همچنین جرث بثاء نیز ضبط کرده اند....

فرهنگ فارسی

دهی است بصنعائ قریه ایست از قرای صنعائ بیمن .

گویش مازنی

۱زهره ۲جرأت – شهامت – دلیری

۱صدای پاره شدن پارچه ۲صدای باد معده

/jort/ صدای پاره شدن پارچه - صدای باد معده & زهره - جرأت – شهامت – دلیری

واژه نامه بختیاریکا

( جِرت ) مقعد

کلمات مرتبط

  • جُرَت
  • جرت کیت
  • جرت و قوز
  • جرت بخاردن
  • جرت بردن
  • جرت بورد
  • جرت بکشیین
  • جرت جرته هاکردن
  • جرت هادان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات