Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جذمور

تلفظ بین المللی : /dʒˈazmuːr/ تلفظ :‌ [dZ'azmu:R]
لغت نامه دهخدا
  • رئیس جمور
  • جلمور
  • هامون جزموریان
  • جامور
  • جامورات
  • جاموره
  • جذمار
  • جذور
  • جسمور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جذمور. [ ج ُ ] ( ع اِ ) اصل و بن هرچیز یا اول آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). جِذمار. ( اقرب الموارد ). || پاره ای از شاخ درخت که بر تنه مانده باشد بعد از بریدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نبعه در وقتی که بریده شود و پاره ای از آن باقی ماند. ( از اقرب الموارد ). پاره ای از اصل سعفة. [ شاخ درخت خرما ]. ( از اقرب الموارد ). ج ، جَذامیر. ( منتهی ا...

کلمات مرتبط

  • رئیس جمور
  • جلمور
  • هامون جزموریان
  • جامور
  • جامورات
  • جاموره
  • جذمار
  • جذور
  • جسمور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات