معانی کلمه : جدلی
لغت نامه دهخدا
جدلی . [ ] (اِخ ) مکنی به ابوعبداﷲ و از تابعین است . رجوع به الانساب سمعانی و لباب الانساب شود.
فرهنگ عمید
کسی که مایل و راغب به جنگ وجدل و خصومت باشد، آن که در هر امری به بحث وجدل و مناظره بپردازد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- کسی که راغب و مایل به جنگ و جدال و خصومت باشد جنگی . ۲- کسی که اهل جدل و بحث و مناظره باشد.
مکنی به ابو عبدالله و از تابعین است
مکنی به ابو عبدالله و از تابعین است
