کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جبراهنگ | کلماتور
معانی کلمه : جبراهنگ
تلفظ بین المللی :
/dʒabrˈɑhnaɡ/
تلفظ :
[dZabR'Ahnag]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جبرآهنگ
جبلاهنگ
جبرانگر بابینه
جبرانگر پایداری ایستا
جبرانگر رهبندی پالایه
رشد جبرانی
زمان جبران
قلیاباری سوخت وسازی جبرانی
براهنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( جبرآهنگ )
جبرآهنگ.[ ج َ هََ ] ( اِ مرکب ) تخم خاریست که آنرا زردخار میگویند. و بیخ آن تربد زرد باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). جبلاهنگ. جبلهنگ. ( از برهان ). رجوع بکلمات فوق شود.
فرهنگ عمید
( جبرآهنگ )
=جلبهنگ
فرهنگ فارسی
( جبر آهنگ )
( اسم ) تخم گیاه زرد خار
کلمات مرتبط
جبرآهنگ
جبلاهنگ
جبرانگر بابینه
جبرانگر پایداری ایستا
جبرانگر رهبندی پالایه
رشد جبرانی
زمان جبران
قلیاباری سوخت وسازی جبرانی
براهنگ
نظرات