جبایت . [ ج ِ ی َ] (ع مص ) جبایة. فراهم آوردن باج . (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). باج و خراج گرفتن . (از برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (غیاث اللغات ). جبایت و جبادت بمعنی فراهم آوردن باج است . (حاشیه ٔ برهان چ معین از دزی ). گردآوردن از تمام جهات . (معجم البلدان ). جمع نمودن خراج و گرفتن آن . فراهم آوردن آب و خراج و غیر آن .خراج ستدن . خراج گرد کردن . رجوع به جبایة شود. گرد کردن . ولی در منته...
فرهنگ عمید
جمع کردن باج وخراج، باج وخراج گرفتن.
فرهنگ معین
(ج یَ ) [ ع . جبایة ] (مص م . ) مالیات گرفتن ، باج و خراج .
فرهنگ فارسی
جمع کردن باج وخراج، باج وخراج گرفتن ( مصدر ) باج گرفتن خراج ستدن .