جب . [ ج ُب ب ] (اِخ ) آبی است مرضبةبن غنی را. (منتهی الارب ).
جب . [ ج ُب ب ] (اِخ ) آبی است در دیار بنی عامر. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
جب . [ ج ُب ب ] (اِخ ) آب آمدن جائی است مر طی را. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
جب . [ ج ُب ب ] (اِخ ) موضعی است میان قاهره و بل...
فرهنگ عمید
در عروض، ساقط کردن دو سبب خفیف از آخر مفاعیلن که مفا باقی بماند و نقل به فعل شود و آن را مجبوب گویند.
فرهنگ فارسی
سماروغ سرخ
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] قطع شدن آلت تناسلی مرد را جب (به فتح جیم و تشدید باء) می گویند و عنوان یاد شده در بابهای تجارت، نکاح، ظهار، ایلاء و حدود به کار رفته است.به قطع شدن تمامی یا مقداری از آلت تناسلی مرد، به گونه ای که کمتر از مقدار ختنه گاه باقی بماند «جَبّ» و به فرد آلت بریده «مَجبوب» گویند. گاه نیز به فردی که قسمتی از آلتش قطع شده، امّا به مقدار ختنه گاه مانده «مجبوب» اطلاق می کنند، لیکن بر چنین فردی احکا...