معانی کلمه : جایگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. محل، مکان.
۲. هر نقطه و محلی که کسی یا چیزی در آن قرار بگیرد.
۳. [مجاز] مقام، مرتبه.
۴. خانه، سرا، منزل.
۵. لُژ.
۶. [قدیمی، مجاز] فرصت، مجال: اگر سستی آرید یک تن به جنگ / نمانَد مرا جایگاهِ درنگ (فردوسی: ۲/۴۰۱ ).
۷. [قدیمی، مجاز] عوض، بدل.
۲. هر نقطه و محلی که کسی یا چیزی در آن قرار بگیرد.
۳. [مجاز] مقام، مرتبه.
۴. خانه، سرا، منزل.
۵. لُژ.
۶. [قدیمی، مجاز] فرصت، مجال: اگر سستی آرید یک تن به جنگ / نمانَد مرا جایگاهِ درنگ (فردوسی: ۲/۴۰۱ ).
۷. [قدیمی، مجاز] عوض، بدل.
فرهنگ معین
(اِمر. ) محل ، مکان .
فرهنگ فارسی
مقام، مرتبه، خانه، سرا، منزل، مکان، هرنقطه، ومحلی که کسی یاچیزی در آن قراربگیرد، جاگه
( اسم ) ۱- محل مکان . ۲- مقام مرتبه . ۳- سرای منزل خانه .
( اسم ) ۱- محل مکان . ۲- مقام مرتبه . ۳- سرای منزل خانه .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
درجه، مرتبه، مقام
جا، قرارگاه، ماوا، محل، مرکز، مسکن، مقر، مکان، منزل، موضع، موقف، موقعیت
۱. جا، قرارگاه، ماوا، محل، مرکز، مسکن، مقر، مکان، منزل، موضع، موقف، موقعیت
۲. درجه، مرتبه، مقام
واژه نامه بختیاریکا
بنشین؛ پا گَه؛ آستُو؛ جاگَه؛ دَر آستُو
فرهنگستان زبان و ادب
{locus} [زیست شناسی] محل ویژۀ ژن بر روی فام تن
{lodge, loge (fr. )} [عمومی] محل ممتاز و خاص در سالن نمایش
{position} [زیست شناسی- علوم گیاهی] موقعیت یک آرایه نسبت به آرایه ای دیگر در رتبۀ بالاتر
{lodge, loge (fr. )} [عمومی] محل ممتاز و خاص در سالن نمایش
{position} [زیست شناسی- علوم گیاهی] موقعیت یک آرایه نسبت به آرایه ای دیگر در رتبۀ بالاتر
