جانباز. [ جام ْ ] (اِخ ) یکی از آبادیهای سوادکوه مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 158).
جانباز. [ جام ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرستان خرم آباد است . در 60 هزارگزی شمال خاوری کوه دشت و 60 هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ خرم آباد به کوهدشت واقع شده است . محلی است جلگه و معتدل و مالاریایی و 60 تن سکنه دارد. زبان...
فرهنگ عمید
۱. در دورۀ جمهوری اسلامی، کسی که در جنگ میان ایران و عراق، معلول شده است. ۲. [قدیمی] کسی که جان خود را به خطر اندازد، ازجان گذشته. ۳. [قدیمی] دلیر، بی باک. ۴. [قدیمی] بندباز.
فرهنگ معین
(ص فا. ) کسی که جان خود را فدا کند.
فرهنگ فارسی
جان بازنده، ازجان گذشته، دلیر، بی باک، فداکاری از آبادیهای سواد کوه مازندران ( صفت ) کسی که جان خود را فدا کندکسی که جان خویش را در معرض خطر اندازد.
دانشنامه عمومی
جانباز یا در حقیقت مجروح جنگی کسی است که جان خود را برای دفاع از وطن خویش یا پیش برد اهداف یک حکومت، در معرض جراحت و مصدومیت قرار داده است یا به تعبیر شاعرانه و استعاره، «با جان خود بازی کرده است» و دچار یک جراحت دائمی یا معلولیت شده است.معلولیت در ایرانکهنه سربازسید نور خدا موسوی مفرد (جانباز ۱۰۰ درصد)جان بازی را انجام کاری با عشق و توأمان یا همراه با عقل می خوانند و این به منظور انجام کار بدون ت...
نقل قول
جانباز به معنی کسی که با جان خود بازی کند و آن را در معرض خطر اندازد می باشد. در بخش گفتاورداین نوشتار این تعریف از جانباز مدنظر قرار گرفته است:• « شما(جانبازان) خودتان زبان گویای افتخار هستید، زبان گویای اسلام هستید.• « همه امکانات را آماده کنید و اردوها را تدارک ببینید.ما پشتیبانی می کنیم ،شما افتخار ایران هستید و فقط تلاش کنید که در جهان افتخار آفرینی کنید.» -> ،پول فدای سر همه جانبازان و معلول...