Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاناور

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑnɑvˌar/ تلفظ :‌ [dZ'AnAv,aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • شاه جانوران
  • باستان شناسی جانوری
  • برنینی جانلورنتسو
  • ان جانور
  • از جانوران همتیره تخم کشیدن
  • پر از حشرات یا جانوران موذی
  • پوزه دراز جانور
  • پوشش سپر مانند جانوران
  • پولک یا پوسته بدن جانور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

جاناور. [ وَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) جانور. (ناظم الاطباء). حیوان .زنده . پرندگان حی . جاندار. هرچه جان دارد از آدمی وغیر آن . (شرفنامه ٔ منیری ). مطلق حیوان : هر شب که نو برآیند از گردون این اختران شوخ نه جاناور. مسعودسعد.شگفت این که با اینهمه زنده ام تواند چنین زیست جاناوری . نظامی (از فرهنگ ضیاء).گه چو یوسف شاهدی از چاه بر تختی شودگه چو آدم صورتی از خاک جاناور شود.سیدحسن غزنوی (از بهار عجم )....

فرهنگ عمید

جانور#NAME?


کلمات مرتبط

  • شاه جانوران
  • باستان شناسی جانوری
  • برنینی جانلورنتسو
  • ان جانور
  • از جانوران همتیره تخم کشیدن
  • پر از حشرات یا جانوران موذی
  • پوزه دراز جانور
  • پوشش سپر مانند جانوران
  • پولک یا پوسته بدن جانور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات