جامع. [ م ِ] (اِخ ) یکی از نامهای خدای تعالی . (منتهی الارب ).
جامع. [ م ِ ] (اِخ ) ابن سوادة، محدث است . دارقطنی او را ضعیف دانسته است . (از لسان المیزان ).
جامع. [ م ِ ] (اِخ ) ابن شداد ملقب به ابی صخرةتابعی است . رجوع به ابوصخره در همین لغت نامه شود.
← تعرفۀ جامع
فراگیر
تام، فراگیر، کامل، مستوفا، مشروح، مفصل ≠ ناقص
فراگیر