جام پر از شیر و می . [ م ِ پ ُ اَ رُ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) پیاله ٔ بلور و حلبی و مانند آن . (آنندراج ). || کنایه از پیاله ٔ پر از آب کوثر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : به من داد جامی پر از شیر و می . نظامی . || دهان معشوق را نیز گویند. (برهان ). لب و دهان معشوق . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || کلامی که شنیدن آن مردم را به شور اندازد و حال آورد. (برهان ). کنایه از کلام خوب و شیرین که م...