جافی. ( ع ص ) خشن و تندخوی. جافی الخلیقه ؛ غلیظ و درشت نهاد. ( اقرب الموارد ). || جفا کننده. ستمگر. ظالم. جفاکار : از این زمانه جافی و گردش شب و روزشگرف گشت صبور و صبور گشت شگرف.کسائی.نجوید جز که شیرین جان فرزندانش این جافی ندارد سود با تیغش نه جوشنها نه خفتانها.ناصرخسرو.اگر ز گردش جافی فلک همی ترسی چنان بسان ستوران چرا همی خفتی.ناصرخسرو.گسستم ز دنیای جافی امل ترا باد بند و گشای عمل.ناصرخسرو.آنکه ...
فرهنگ عمید
۱. جفاکننده، جفاپیشه. ۲. بدخو، خشن، تندخو.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) جفاکار.
فرهنگ فارسی
جفاکننده، جفاپیشه، بدخو، خشن وتندخو ( اسم ) جفا کننده جفا کار جور کننده . جمع جفاه ( جفات ).
دانشنامه عمومی
لهجه جافی یکی از لهجه های گویش سورانی زبان کردی است. مردمان شهرستان های جوانرود، ثلاث باباجانی، و نزدیک به نیمی از شهرستان پاوه، شهرستان سرپل ذهاب، شهرستان قصرشیرین و شهر کرمانشاه از استان کرمانشاه (از استان های غربی کشور ایران) به این گویش تکلم می کنند.جاف، نامی است که برای اشاره به طوایف کرد ساکن در ناحیهٔ جوانرود و سرپل زهاب در غرب ایران و منطقهٔ شهرزور عراق به کار برده می شود. خیلی ها ریشه اصل...