جافل . [ ف ِ ] (اِخ ) اسبی بود مر بنی ذبیان را. (منتهی الارب ).
جافل . [ ف ِ ] (ع ص ) از جای برکنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : مراجع نجد بعد فرک و بغضةمطلق بصری اسمع القلب جافلة. (اقرب الموارد).|| موی گردآمده بر سر. || سبک رو از همه چیز. (مهذب الاسماء)....