Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاسوس فلک

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑsuːs fˈalak/ تلفظ :‌ [dZ'Asu:s f'alak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جاسوس
  • جاسوس بودن
  • جاسوس یا مراقب دیگری
  • جاسوس افزار
  • جاسوس اختران
  • جاسوس الافلاک
  • جاسوس گردیدن
  • جاسوس بازی
  • جاسوس بالکانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جاسوس فلک . [ س ِ ف َ ل َ] (اِخ ) علی بن محمد ویشجردی . رجوع به علی ... شود.

جاسوس فلک. [ س ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) جاسوس اختران. ظاهراً کنایه از منجم است : امیر اشارت کرد سوی حاجب بلکاتکین تا خواجه را به جامه خانه برد... خواجه [احمدبن حسن میمندی ] برخاست و بجامه خانه رفت و تا نزدیک چاشتگاه همی ماند که طالعی نهاده بود جاسوس فلک خلعتی پوشیدن ر...

فرهنگ فارسی

جاسوس اختران

کلمات مرتبط

  • جاسوس
  • جاسوس بودن
  • جاسوس یا مراقب دیگری
  • جاسوس افزار
  • جاسوس اختران
  • جاسوس الافلاک
  • جاسوس گردیدن
  • جاسوس بازی
  • جاسوس بالکانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات