جادوانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ( از: جادو + َانه ، پسوند نسبت ) جادومانند. چیزی که عمل آن مانند عمل جادوست. جادو چشمانی که بیننده را تسخیر کند. همچون عمل جادوگر :
آن چشم جادوانه عابدفریب بین
کش کاروان حسن بدنباله میرود.
حافظ.
قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود.
حافظ.