جابر. [ب ِ ] (اِخ ) حنفی . رجوع به جابربن عثمان حنفی شود.
جابر. [ب ِ ] (اِخ ) اسدی . رجوع به جابربن ابی سَبْرَة شود.
جابر. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن صبح . مکنی به ابی بشر، تابعی است .
(تلفظ: jāber) (عربی) شکسته بند ، ستمگر ، ستمکار ، جبار ؛ (در اعلام) نام ابن حیان ازدی کوفی کیمیاگر معروف به جابر ابن حیان (قرن دوم هـ..ق) ؛ (در اعلام) جابر انصاری بن سفیان از صحابه ، معروف به جابر ابن انصاری .
شکستهبند
بیدادگر، جبار، زورگو، ستمگر، ظالم، قهار ≠ عادل، دادگر
۱. بیدادگر، جبار، زورگو، ستمگر، ظالم، قهار
۲. شکستهبند ≠ عادل، دادگر