معانی کلمه : جاب
لغت نامه دهخدا
جاب . [ جاب ب ] (ع ص ) از جب و جباب . رجوع به جب شود.
جاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
فرهنگ فارسی
نام موضعی است
گویش مازنی
جواب
/jaab/ جواب

جاب . [ جاب ب ] (ع ص ) از جب و جباب . رجوع به جب شود.
جاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
جواب