ثواب . [ ث َوْ وا ] (اِخ ) ابن عتبه . محدث است .
ثواب . [ ث َوْ وا ] (ع ص ) جامه فروش . || بزاز. ثیابی . || جامه دار. صاحب جامه .
ثواب . [ ث َوْ وا ] (اِخ ) ابن حزابة. نام او در کتب آمده است . (منتهی الارب ). و همچنین نام پسرش قتیبة. (تاج العروس ).
جامهفروش.
۱. پاداش کار خوب و پسندیده در جهان آخرت.
۲. [مجاز] کار خوب و پسندیده.
اجر، پاداش، مزد
احسان، کارنیک، نیکی ≠ عقاب، گناه
۱. احسان، کارنیک، نیکی
۲. اجر، پاداش، مزد ≠ عقاب، گناه