معانی کلمه : ثالث ثلاثه
لغت نامه دهخدا
ثالث ثلاثه. [ ل ِ ث َ ث َ ] ( ع اِ مرکب ) سوم از سه یعنی یکی از سه. ( مجمل اللغة ) :
فرستم نسخه ثالث ثلاثه
سوی بغداد در سوق الثلاثا. || نام ستاره ای ؟
- گویندگان ثالث ثلاثة ؛ ترسایان :
ثالثاً تا از تو بیرون رفته ام
گوئیا ثالث ثلاثه گفته ام.
فرستم نسخه ثالث ثلاثه
سوی بغداد در سوق الثلاثا. || نام ستاره ای ؟
- گویندگان ثالث ثلاثة ؛ ترسایان :
ثالثاً تا از تو بیرون رفته ام
گوئیا ثالث ثلاثه گفته ام.
فرهنگ معین
(لِ ثِ ثَ ثِ ) [ ع . ] (ص . ) یکی از سه اقنوم (اَب ، ابن ، روح القدوس ).
