تیم . [ ت َ ] (ع مص ) بنده ٔ خود کردن و رام و منقاد گردانیدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بنده گردانیدن به عشق . (زوزنی ). به بندگی گرفتن دوستی . (تاج المصادر بیهقی ).
۱. اندوه؛ دلتنگی.
۲. غمخواری.
۱. گروهی بازیکن که با یکدیگر در مقابل یک گروه ورزشی دیگر بازی میکنند یا مسابقه میدهند: تیم فوتبال.
۲. گروهی مرکّب از دو نفر یا بیشتر که برای یک هدف مشخص تلاش میکنند: تیم پزشکی.
(اِ.) اندوه ، دلتنگی .
(اِ.) کاروانسرای بزرگ .
[ انگ . ] (اِ.) یک دستة ورزشکار از یک رشتة ورزشی .
آویشن
گروهاد.
آویشن
۱دانه – بذر – تخم ۲تبار – نژاد – دسته ۳یک عدد نشای آماده ...
تعهد
آویشن
غمخواری
کاروانسرا
اندوه، دلتنگی
اکیپ، باند، دسته، گروه
۱. اکیپ، باند، دسته، گروه
۲. تعهد
۳. غمخواری
۴. کاروانسرا
۵. اندوه، دلتنگی
۶. آویشن