معانی کلمه : تیریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چاک جامه.
۲. دامن: هست پیراهنی و شلواری / نیست بر هر دو نیفه و تیریز (مسعودسعد: ۴۹۴ ).
۳. بال وپر مرغ.
۲. دامن: هست پیراهنی و شلواری / نیست بر هر دو نیفه و تیریز (مسعودسعد: ۴۹۴ ).
۳. بال وپر مرغ.
فرهنگ معین
(تِ ) (اِ. ) ۱ - چاک جامه . ۲ - بال و پر مرغان . ۳ - شاخ جامه .
فرهنگ فارسی
چاک جامه، دامن، بال وپرمرغ
( اسم ) ۱- شاخ جامه را گویند که جابوق است . ۲- بال و پر مرغان .
( اسم ) ۱- شاخ جامه را گویند که جابوق است . ۲- بال و پر مرغان .
